تجربه

مدیر پروژه ی جدید از من خواست در اولین جلسه ی تیم پروژه نوت بردارم. گفت انگلیسی هم بنویسی خوب است. بعد پرسید می خواهی انگلیسی حرف بزنیم؟ بعد خودش جواب داد نه! آلمانیت خوب است! امتحان می کنیم. وقتی هم احساس کرد از این وظیفه محوله خوشم نیامده گفت من چون باید حرف بزنم نمی توانم همزمان نوت هم بردارم. کمک بزرگی می کنی. نوت برداشتم تقریبا همه را فهمیدم یک صفت را نفهمیدم که عینا نوشتم فلان مدرک باید این ویژگی را داشته باشد. 

بعد از جلسه نوتهایم را بردم و کلمه ی مشکوک و عباراتی که شک داشتم را پرسیدم. خوشحال شد که مشکل زبانی ندارم و می توانند به زبان خودشان در حضور من حرف بزنند. گفتم سربرگ بدهید که تایپ کنم و مستندتر شود. گفت نه! اسکن همینها را برایم ایمیل کن. جلسه داخلی بود دیگر! 

به گمانم فقط میخواست خیالش راحت شود که می فهمم چه می گویند که شد. در حین جلسه ولی یک اتفاق بامزه افتاد: رییس جدید باز چیزی گفت که با شوخی آمیخته بود. نفر کناری اش من بودم برگشت و من را نگاه کرد و منتظر واکنشم شد. نمی دانستم دقیق چه گفته! بد بود بگویم نفهمیدم چون حدس می زدم چی گفته! گفتم من نمی دانم! جواب داد زی گلابن می یر نیشت! فکر کنم خوب نشد اما این ایمن ترین واکنشی بود که می توانستم نشان بدهم. هر چه بود گذشت!

/ 2 نظر / 4 بازدید
م و

به جای این که از حضورت به عنوان بهانه ای برای بهتر شدن انگلیسی شان استفاده کنند هی آلمانی شیث را ارتقا می دهند. ژرمن های تنبل[نیشخند] خوبیش اینه که وقتی بخوای چیزی رو متوجه نشن به راحتی می تونی فارسی حرف بزنی و اونا تقریبا هیچ راه راحتی برای مکالمه ی امن در حضورت ندارن[چشمک]

م و

توی فید ریدر پستت رو دیدم نمی دونم چزا از "به گمانم..." به بعد را ندیده بودم که کامنتم رو گذاشتم. خوب آینده نگری ام ظاهرا اتفاق افتاده بوده خبر نداشتم! نگو کسی نیست که فارسی باهاش صحبت کنم خدا رو چه دیدی شاید یه ایرانی خوب همکارت شد:) بعد احتمالا توی قرارداد بعدی ات قید می کنن که فارس حرف زدن ممنوع! تنبل ها نوعا راهکارهاشون این مدلیه:|