خونه تکونی

برای اولین بار دارم رسما خونه تکونی می کنم. با اینکه پارسال کلی وقت و انرژی صرف نظافت آشپزخونه کردم و خب خیلی از قبلش تمیزتر شد، امسال وقتی دوباره به بعضی گوشه کنارها با دقت نگاه کردم متعجب شدم! با خودم فکر کردم ببین چقدر کثیف بوده که من با رسیدن به این سطح از تمیزی خودم رو قانع کرده ام که کافیه. آشپزخونه خیلی خسته ام کرد اما خب خیلی هم به استاندارد تمیزیم نزدیک شد. هر جور حساب کتاب می کنم اتاق کناری می مونه برای بعد سال نو! پارسال هم بعد اثاث کشی به دلیل کناری بودن زیاد براش وقت نگذاشتم. ببینی گوشه کنار اون اتاق چه خبره! 

حس خونه تکونی حس خوبیه! حس اومدن سال نو. جالب اینجاست که اصلا قصد خونه تکونی نداشتم تا آخر هفته ی قبل که دیدم همسایه ی کناری که گاهی از پنجره برام دست تکون می ده پرده ها رو کند و بعد دو سه روز دوباره زد و دکور پشت پنجره رو هم تغییر داد. حس خوبی داشت دیدن پرده هایی که بودند، نبودند و دوباره بودند. حس اینکه اینجا هم خونه تکونی در جریانه مثل زندگی باعث شد منم خونه تکونی رو شروع کنم. 

سبزه ام هم داره قد می کشه. امیدوارم امسال دیگه به سال تحویل برسه.

/ 0 نظر / 13 بازدید