پرنسس

موقع ناهار مدیر گروه گفت ماکت بارج - کشتی مخصوص حمل گازهای تخت فشار مایع - در آفیس سابق رییس اشتوتگارتی مانده. از من پرسید آیا دوست دارم آنرا داشته باشم؟ من هم خندیدم و گفتم نه! سر این هم یک مکالمه ی بامزه بین همکاران راه افتاد. گذشت.

چند ساعت بعد دو نفر از همکاران لجستیک آمدند و ماکت بزرگ و سنگین را روی کمد جلوی آفیس ما - که عملا نقش دیواره ی جلویی را دارد - گذاشتند و یک نگاه بفرمایید محموله با موفقیت تحویل شد کردند. من هم متعجب ازشان تشکر کردم و رفتند. فکر کردم به رییس بگویم من که نخواستمش! بعد گفتم حالا مهم هم نیست کاری به من ندارد. حداقل وزن کمد را بیشتر می کند تا دقعه ی بعد که مدیر پروژه ی سنگین وزن ما بهش تکیه داد، روی کمد پایینی جابجا نشود.

آمدن ماکت اما توجه خیلیها را جلب کرد. چندین نفر آمدند و گفتند چه کشتی خوشگلی داری! کریستینا همکار دو آفیس آنطرفتر آمد و ضمن تعریف از کشتی گفت که خیلی نشانه ی خوبی برای آدرس دادن شده، چون می توانیم به دیگران بگوییم آفیسی که کشتی دارد. خطابش به من و خانم هم آفیسی بود. گفتم البته هم آفیسی من آنقدر آدم معروفی است که لازم نیست آدرس آفیسش را به کسی بدهد. گفت آها پس تو به همه آدرس می دهی آفیس خانم دکتر فلانی. خندیدم و گفتم بله!

بعد والتر اتریشی همکار آن سر آفیس آمد. والتر هم مثل من سابقه ی نفت و گاز دارد و شاید چون او هم قدری خارجی است با من مهربان است.  والتر گفت می بینم که صاحب پرنسس شده ای. دقت نکرده بودم که اسم کشتی پرنسس است، روی بدنه اش نوشته بود. کمی در مورد بارجها و گاز و غیره صحبت کردیم و او هم رفت.

کمی بعد، هم کار هم گروهی سابق از جلسه آمد. آمد و گفت هیییی! کشتی را برای تو آورده اند! گفتم می بینی! گفت چرا تو و ما نه؟! منظورش خودش و هم گروهی سابق دیگر بود که در آفیس کناری مستقرند. گفتم نمی دانم اما بعد کمی شیطنتم گل کرد و گفتم البته احتمالا دلیل  این است که من برگزیده هستم. قدری لجش گرفت. فکر کردم حالا ببین آن دیگری که بیاید چقدر حسودی کند! کودک درون آن دیگری در این زمینه ها کلی فعال است - یعنی در زمینه ی حسادت. گفتم از آفیس شما هم که دیده می شود، بعد هم مزیتش را گفتم که کلی خندید. گفتم ضمنا برای آدرس دادن به کار شما هم می آید. می توانید بگویید آفیس کنار کشتی. خندید و گفت نه من ترجیح می دهم صبر کنم تا کشتی به بندر آفیس خودمان برسد. گفتم هر طور راحتی!

بعد با خودم فکر کردم این ماکت وقتی من استخدام شدم بخشی از دکور رییس آمریکایی بود. در کمتر از دو سال او رفت، بعد بخشی از دفتر رییس اشتوتگارتی شد. او هم در کمتر از یکسال بعد او رفت. نکند نفر بعدی من باشم؟ نکند ماکت شگون نداشته باشد! بعد به این فکر کلی خندیدم. دیگر ساعت اداری تمام شده بود. مطمئنم پرنسس برای مدتی جاذبه ی توریستی آن محدوده خواهد بود.

/ 1 نظر / 12 بازدید
م و

نه بابا، این اگه پرنسس باشه احتمالا فقط واسه آقایون بی شگون هست (در راستای تکمیل نظریه ی شما:))‌ نگهش دار یه پارچه ی خوشگل هم بنداز روش فقط به بعضیا اجازه بده نگاهش کنن بذار تفهیم بشن که معنای روسری و حجاب و اینا یعنی چی[نیشخند]