وین

برگشتم. سفر تنهایی بهتر از انتظارم بود هم آسانتر بود هم خوش گذشت هم دیدم خیلیها مثل من تنها سفر کرده اند.

بعد مدتها کنسرت رفتم آنهم از نوع وینی اش که شامل موسیقی، اپرا و باله در سالنی بود که یک زمانی موتزارت هم درآن موسیقی اش را به گوش حضار رسانده بود. تجربه ی جدیدی بود.

موزه ی هنر معاصر و یک موزه ی نقاشی دیدم. هنر مدرن همچنان برایم ناملموس بود و نقاشی روحم را نوازش کرد.

در آخرین لحظات قبل از ترک وین ساخر تورته و قهوه ی ملانژ را امتحان کردم و به نظرم طعمشان خیلی هم خاص نبود. کافه ی موزه را دوست داشتم ولی. 

لهجه ی دویچ وینی آنقدر که شنیده بودم برایم غریب نبود و نسبتا خوب می فهمیدم. عجیب اینکه بیشتر توریستها هم به همین زبان حرف می زدند شاید به خاطر تعطیلات اینجا بود!

شاید اگر کمی با برنامه تر بودم بهتر بود اما به هر حال در همین حد هم خوب بود. خوشحالم احساس می کنم با این سفر تنهایی قله ای را فتح کرده ام و کلی بزرگ شده ام. به یاد ماندنی بود خیلی!

/ 1 نظر / 24 بازدید
م و

خدای من! مهندس برگشتی بگو یک لیوان آب اصفهان بهت بدم بخوری که نری "قهوه ی ملانژ" و چه می دونم چی چی امتحان کنی [چشمک]. این امتحانها فقط در صورتی که رایگان و اصرار تعارف کنن توجیه داره![نیشخند]// رسیدن بخیر[گل]