شيوه ی ارتباط

براي برقراري ارتباط با دوستان و آشنايان معمولا از يكي از روشهاي زير استفاده مي شود: تلفن كردن، پيام كوتاه با موبايل فرستادن، ايميل زدن و نامه نوشتن. البته ابنها روشهاي مستقيم هستند و روشهاي غير مستقيمي هم مثل سراغ گرفتن از ديگران وجود دارند. به نظر من بهترين راه ارتباط با دوستان، ميل زدن به آنهاست. براي اين نظر دليل هم دارم.  <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اثبات:

 موبايل: موبايل را همه ندارند. پس پيغام كوتاه را به خيليها نمي شود زد. اگر امكان دريافت وجود داشت اين دومين روش احوالپرسي مناسب از نظر من است.

تلفن: وقتي تلفن زنگ مي زند طرف مقابل ملزم به پاسخگويي ميشَود و مجبور است كار يا كارهايي را كه قبل از شنيدن زنگ تلفن انجام مي داده رها كند كه خيلي وقتها اين رها كردن مشكل آفرين است. مضافا اينكه شايد طرف مقابل(كسي كه به او تلفن شده است) حوصله حرف زدن با من تلفن كننده را نداشته باشد پس مجبور است (احتمالا) به زور شرايط پيش آمده را تحمل كند.

نامه: نامه نوشتن شيوه اي قديمي است و براي زندگي امروز با توجه به دردسرهاي پست كردن، دير رسيدن نامه به دست گيرنده و ... در بيشتر موارد روش كند و غير اقتصادي اي به نظر مي رسد.

ايميل: ايميل زدن معايب فوق الذكر را ندارد. نه كند است، نه گيرنده را ملزم به پاسخگويي مي كند  و نه وسيله ي خاصي مثل موبايل مي خواهد. درست است كه به كامپيوتر و كارت اينترنت نياز دارد اما امروزه اينها در تمام خانه ها يا اداره ها وجود دارند و در نتيجه دردسر و زحمت زيادي براي گيرنده و فرستنده وجود نخواهد داشت. گيرنده مي تواند هر زمان كه مايل بود نامه ي دوست خود را بخواند و هر وقت كه حوصله داشت پاسخ طرف مقابل را بدهد. پس با اين روش مزاحمتي برايش ايجاد نشده است، سرعت انتقال هم مثل نامه ي معمولي پايين نيست. پس من به تمام دوستانم تا حد امكان ايميل مي زنم. تاکيد هم می کنم که من مزاياي روشهاي ديگر را نفي نمي كنم اما ترجيح مي دهم تا حد امكان از اين روش استفاده كنم.

اميدوارم ديگر كسي از ايميل زدن من تعجب نكند. اميدوارم ديگر كسي از من نپرسد چرا به جاي زنگ ردن ايميل مي زنم. اميدوارم بعد از اين كسي از دوستان، زنگ نزدن را به حساب خساست يا تنبلي يا بي وفايي نگذارد.  اميدوارم دوستانم هم بپذيرند كه اين بهترين شيوه است.

 

پي نوشت: فرصت زيادي براي فكر كردن و نوشتن نداشتم اما خواستم با اين مطلب خبر سلامتي خود را به اطلاع دوستان عزيزي كه نگران شده بودند و پرسيده بودند چرا آپديت نكرده ام برسانم!

 

/ 4 نظر / 3 بازدید
کمی آزادی

خوب اينها همه انتخاب های شماست. اما نگفته ايد چه دوستانی؟ به نظر من جناب شيث بعضی دوستان را فقط بايد ديد تا بشود احوالشان را پرسيد (ديد). يا شايد بگذاری احوال تو را بپرسند. تمام اين ارتباط ها کم جانند. و البته بنده در درجه ی دوم همان تلفن قديمی را ترجيح می دهم. چون باز هم از صدا خيلی بيشتر می شود چيز فهميد تا کلمات بيجان تايپ شده. اينها نظرات شخصی بنده اند البته. چون بنده افتخار آشنايی شما را خارج از اين وبلاگ ندارم و هيچ بيانيه ای هم نداده بوديد که چند وقت به چند وقت بروز می شويد در نتيجه فقط صبر را پيشه کردم و نه نگرانی را. ولی خوب الحمدلله که سالميد. خوش آمديد.

شيث

حضرت کمی آزادی من هم گفتم اينها نظرات من هستند. نه ديگری! صد البته ديدن خيلی متفاوت است .به نظر من هم ديدن دوستان خيلی بهتر از اين نوع ارتباطات است اما وقتی امکان ملاقات با دوستان نباشد اين نظريه توسط من عملی می شود. در هر حال متشکرم که نظر می دهيد.موفق باشيد

کمی آزادی

چرا عزيز جان درست ميگوييد. من تو مود فرارم. من تو مود فراموشی بيشترم. درسته از وقتی انگليسی رو راه انداختم يه هوای ديگه ای دارم يا بهتره بگم چون هوای ديگه ای داشتم اين کار رو کردم. همين قدر که محبت داری و اينقدر دقيق سراغم رو گرفتی ممنونم. ولی به قولی من ديگه روغن ريخته ام حتی نذر کردنمم فايده نداره. ضمنا برای اينکه زياد ننه من غريبم بازی در نياورده باشم بگم که وبلاگ انگليسی يه طورايی به وصل شدنمم به واقعيات کمک می کنه.

X

سلام. زياد برايشان دل نسوزان چه بسا مي خواستند مطمئن شوند كه نيستي تا آرامش پيدا كنند. براي اينكه دلشان خوش باشد چك ميل هم نكرده اند! (اين عوض اون نظر بدجنسانه ات) اما در مورد ارتباطات: بستگي به طرفش داره، خيلي زياد.