برتر دیدن تاسف بر انگیز

امروز بر من مسجل شد که مدیر پروژه نگاه مردها برترند دارد و انتظار دارد خانمها در هر سطحی کارهای دون شان مردها را انجام بدهند. خشم چند ساعت مرا آزار داد. خانم هم آفیسی هم اول هم دردی کرد. بعد کلی خاطره تعریف کرد از تجربه ی کار با آقایان با چنین برخوردهایی- برخورد مرد جنس برتر است. دهان من از تعجب باز مانده بود. گفت که این حرفهایی که به من و ماها می زنند خیلی هایشان را به تو نمی توانند بزنند اما من آدمی که پوشیده لباس می پوشم - حتی آستین کوتاه نمی پوشم- هم موارد متعدد چنین برخوردهایی را تجربه کرده ام. چند تا از مثالهایش شامل زیر سوال بردن موفقیتهای حاصل از شایستگیهای یک خانم، و ربط دادنش به یک سری مزخرفات حاصل از ذهنهای واقعا بیمار بود!!! مایه شرم جامعه ی بشری است واقعا! کلی غم دار شدم. تشویقم کرد به مدیر  گروه، اعتراض کنم. گفت اگر لازم شد من هم همراهی می کنم چون مدیر پروژه با من هم که تقریبا هم سنش هستم و دکترا دارم و سابقه ی کارم هم از او خیلی کمتر نیست گاهی همینطور برخورد کرده. دلگرمی دادنش خوب بود، در حدی که در آغوش گرفتمش. از من هم کلی تعریف کرد که این مدت هم آفیسی بودن دیده که من اجازه نمی دهم آقایان چنین برخوردهایی داشته باشند. گفت ما در یک جبهه ایم. داریم از حقوقمان دفاع می کنیم اگر چه بعضی خانمها متاسفانه مطابق خواسته این آقایان بیمار فکر رفتار می کنند.

مسلم بود که همراهی اش را در گفتگو با مدیر نمی خواهم. بعد نشستم و با " خودم" فکر و مشورت کردم. دیدم خانم همکار اولش حسش هم دردی و همراهی بود اما بعد انگار حس کرد می تواند با توجه به شرایط موجود انتقام خرده حسابهای قبلی اش را از این آدم بگیرد. جمع بندی این شد که مواظب باشم. مواظب خودم باشم. صبر کنم و وقتی آرام شدم به سراغ مدیر گروه بروم و اعتراضم را اعلام کنم. مواظب باشم که با این حرکتم هزینه ی خوشحال شدن هم آفیسی را با خراب کردن خودم نپردازم. 

به گمانم فردا ولی سراغ مدیر بروم. دیرتر به گمانم دیر خواهد بود. 

برای جامعه ی بشری متاسفم که این همه موجود با چنین طرز فکر تاسف برانگیزی هنوز در همه ی سطوح فرهنگی و تحصیلاتی و شغلی در آن حضور دارند! 

خانم هم آفیسی گفت که دخترش یک بار متنی به او نشان داده که خیلی خوشایندش بوده. گفت در آن متن آمده بود درست است که خدا اول مرد را آفرید اما این دلیل برتری نیست. مرد نمونه ی اولیه بود و خدا برای آفرینش زن با تجربه ی آفرینش قبلی اش موجود بهتری خلق کرده. بعد خندید و گفت نمونه ی تمرین بودن این همه افتخار دارد؟! خندیدم و گفتم معلوم است که نه!

/ 0 نظر / 8 بازدید