مرخصی اجباری

ماجرا از آنجا شروع شد که يک روز موقع ناهار صحبت از تعطيلات تابستانی بعضی شرکتها به ميان آمد و عده ای آرزو کردند ما هم چنين فرصتی داشتيم! همه‌ی آرزو کنندگان هم فکر می کردند تعصيلات تابستانی مستقل از مرخصی استحقاقی است. چند روز بعد شايعه و بعد اطلاعيه ای منتشر شد که از تاريخ ۱۹ تا ۲۵ شهريور شرکت معظم تعطيل می باشد و کارکنان حق حضور در محل کار را ندارند و همه بايد برای اطلاع از مانده ی مرخصی خود برای اين چند روز به امور اداری مراجعه کنند. تازه معلوم شد که چه کلاهی سرمان خواهد رفت. تعطيلات تابستابی مرخصی اجباری برای همه بود! گفتيم :ما نمی خواهيم. گفتند :خودتان تقاضا داده ايد!!

بنده به رييس اداری عرض کردم پس مرخصی اجباری می رويمُ ايشان هم فرمودند نه! به اختيار خودتان همه نمی آييد و استراحت می کنید و از کلمه ی اجباری هم آزرده خاطر شدند!

امروز آخرين روز رسمی کاری قبل از تعطيلات تابستانی است. همه به شدت کار می کنند تا کارها برای شنبه ی بعد از تعطيلات آماده باشد چرا که اين روز آخرين مهلت چند پروژه  است!

اين ماجراها مرا به ياد مطلبی که چند سال پيش در «سروش جوان» جوان خوانده بودم انداخت. مطلب درباره ی تاجيکستان بود(تاجيکها هم فارسی زبانند). در اين نوشته معادل تاجيکی چند عبارت ذکر شده بود که بسيار جالب بودند: قتل=مرگ زورکي* آمبولانس= تيزروی کسل کش و ...

پيشنهاد جديد: جهت تنوير افکار عمومی عبارت«تعطيلات تابستاني» با «مرخصی اجباري» جايگزين شود تا ديگر کسی از سر جهل داشتن تعطيلات تابستانی را  آرزو نکند!

/ 7 نظر / 2 بازدید
ق

سلام. مخلصيم. فقط بگو كه اي؟ پيشه و نام تو چيست؟

X

حالا لازم نيست خيلي چاپلوس باشي ولي اگه رئيست ندونه چه پديده اي هستي واسه آينده شغلي ات بهتره + تعطيلات خوش بگذره. /بگو: خداحافظ اينترنت مفتكي شركت! / بيا بررسي كنيم ببينيم در آن زمان ما از فرهنگستانمان نيروي كار به تاجيكستان فرستاده بوده ايم يا نه.

شيث

ايکس جان اين چاپلوسی چی بود گفتی؟ البته حق ماست که از اینترنت استفاده کنيم. طبق قانون کار يک ساعت از وقت روز برای کار نکردن است به عنوان ساعت ناهار. اينتر نت هم که هميشه برقرار پس مشکلی نمی ماند! سعی خواهم کرد هفته بعد هم آپديت کنم. تازه اين تعطيلات زورکی باعث شده کارهای ناقصمان را به خانه ببريم و انجام دهیم در نتیجه خيلی هم معنا ندارد.

X

منظورم اين بود که اگه نری رئيست رو ناراحت کنی، چاپلوس محسوب نميشی. به نظرم بد نوشتم. حالا مفهوم شد؟!

X

به گمونم يه سوء تفاهم اساسی رخ داده: من می دونم شما توانايی چاپلوس بودن نداری. منظورم اين بود حرفی به رئيست نزن که ناراحت بشه. چون اين به هيچ وجه معنايش چاپلوسی نيست، در حيطه توانايی های شيث است. ضمنا اينکه خوش به حالتون است و حق استفاده از اينترنت مفتکی شرکت رو دارين باعث نميشه که نگی: خداحافظ اينترنت مفتکی شرکت!/ تو خونه آدم مثل شرکت کار ميکنه؟! خوش بگذره مهندس حتی با وجود کارهای ناقص! / آةخری: ببخشيد که بد نوشته بودم.

م و

یادش بخیر، قدیما من ایکس بودم الآن این دوست جدیدت رو که دیدم به نظرم اومد همنام منه:)