گل فروشی

تصمیم گرفتم تو فاصله ای که منتظر اتوبوس بودم برای اولین بار توی این چند سال زندگی تو این مملکت برم داخل یک گل فروشی و ببینم سنبل مناسب برای هفت سین دارند یا نه؟ 

وارد مغازه شدم گلدون رو بلد بودم، نشانه های گلم رو گفتم و بعد با کمک خانم خوش اخلاق گل فروش یک گلدون انتخاب کردم برای گل بدون گلدونم. گفتم یه گلی هم می خوام ولی اسمشو نمی دونم. به گمونم ندارید اما عکسشو می تونم نشونتون بدم. گفت باشه. عکس سنبل رو تو اینترنت سرچ کردم و نشون دادم. گفت درسته من ندارم متاسفانه ولی برات اسمشو می نویسم شاید یه گلفروشی دیگه تو مسیرت داشت. بعدم رو یک تکه کاغذ اسم گل مورد نظرم رو نوشت و داد دستم. خوشحال و خندون تشکر کردم و اومدم بیرون. گل فروشی دوم توی مسیر هم سنبل نداشت! گل فروشی سوم داشت اما بیشتر پر غنچه بودند تا گل. کاغذ رو در آوردم و نشون خانم گل فروش خوش اخلاق دوم دادم. اومد و گلهای پر غنچه رو نشونم داد. گفتم می خوام گل داشته باشند. گفت یه کم صبر کنی اینها هم باز می شند و گل می شند. گفتم نه من برای فردا یک گلی می خوام که گل داشته باشه. فکر کنم بنده خدا متعجب شد که چرا حالا مهمه! اما با این فصاحت و بلاغتم در دویچ توضیح ندادم چرا باید گل داشته باشه. خلاصه یه سنبل پیدا کردیم که گل داشته باشه. عطرش یادم رفته بود. الان اتاق پر بوی بهاره. 

سال نو پیشاپیش مبارک. امسال هفت سینم جورترین هفت سینه همه ی این سالهاست. سال خیلی خوبی برای همه باشه. اول سلامتی، دوم دل خوش، بقیه ی چیزای خوب هم بعد اینا. 

به قول نقطه ی قدیم: باقی بقایتان!

/ 2 نظر / 4 بازدید
م. و.

سال نوی شما هم مبارک[گل][قلب][ماچ]

م. و.

ضمنا اگه غنچه اش رو می گرفتی هم هیچ مشکلی نبود:)