درس درس درس

بعد یک داستان عاشقانه ی پایان یافته گفت: 

اول) عشق بزرگ و زیباست اما دوست داشتن تنها هیچ وقت کافی نیست. دیر یا زود عوامل دیگر اثر پر رنگ خودشان را نشان می دهند. عشق و دوست داشتن و شیفتگی شاید برای شروع یک رابطه یا تعهد یا هر نوع دوستی خاص بین دو نفر کافی باشد اما برای ادامه اش اصلا کافی نیست! درست است که آدمها باید برای بهتر کردن رابطه شان تلاش کنند اما این تلاش فقط قربان صدقه رفتن و دوستت دارم گفتن نمی تواند باشد. حتی تلاش تنها هم کفایت نمی کند. تلاش باید مقبول بیفتد. من باید تلاش قابل قبول برای محبوبم داشته باشم. نگویید چرا؟ همینکه تلاش می کنم خیلی باارزش است. بله هست اما قانون نانوشته است: محبوب باید راضی باشد که بماند!

دوم) درست است که درست بودن طرف مهم است اما باز آن هم کافی نیست! شرایط آدمها باید مناسب و متناسب باشد. شرایط خیلی مهم است. شرایط هر یک از ما بخشی از من یا توی امروز ماست، بخشی که شاید ناآگاهانه انتخابهایمان از ساده ترین تا پیچیده ترین را متاثر می کند. شرایط ما تجربه های ما را می سازند.درست است که این آدمی که امروز هستیم اثر تلاش و تجربه ی ماست ولی رد شرایط تمام زندگیمان رویش مانده، چیزی که کمتر متوجه اش هستیم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، چه آن شرایط را انتخاب کرده باشیم و چه به ما تحمیل شده باشد.

انتخاب دیگری به خاطر گذشته ی تقریبا یا تا حدی مشابهش می تواند یک اشتباه بزرگ باشد وقتی که شرایط من یا توی امروز با دیگری متفاوت است. همین که شرایط امروز دو نفر متفاوت باشد کافی است که بتوان نتیجه گرفت بخش مهم و تاثیر گذار گذشته ی شان یکسان نیست! فریب نباید خورد! 

سوم) یک دوست داشتن عاشقانه ی نامتناسب می تواند در مدت کوتاهی تبدیل به رنج، ترس یا حتی نفرت شود. مرز بین عشق و نفرت خیلی خیلی باریک است! 

از یک جایی به بعد درد و رنج آن دوست داشتن سابق بزرگتر از انرژی مثبتش می شود. دوست داشتن تنها هیچ وقت کافی نیست! دوست داشتن یک بازه ی مناسب برای مصرف دارد که باید حواس آدم به اش باشد. آن بازه که تمام شد غیر قابل استفاده می شود و اگر بخواهی ندید بگیری بیمارت می کند. کدام غذای فاسدی بی خطر بوده؟! 

شاید توی این دنیا کسانی باشند که دلشان به غذای مسموم و تاریخ مصرف گدشته خوش باشد ولی هستند آدمهایی هم که انتخاب کنند غذای مسموم با ظاهر جذاب را کنار بگذارند. 

چهارم) شکست عشقی فقط مال کسی نیست که از محبوبش جواب رد گرفته! آنکه عشق نامناسب را پایان داده هم شکست خورده است. اما تفاوت مردود کننده و مردود شده در این است که مردود شده درگیر آه و فغان است و رد کننده در حال ترمیم زخمها و تلاش برای درس گرفتن از تجربه ی سخت پشت سر گذاشته شده! 

نوشتم که یادم نرود.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/۸/۱۸
تگ ها : عشق ، درد ، درس