شاخه نور

اتفاق قابل عرضی نيفتاده فقط يه چيز یادم افتاد. گفتم اينجا بگم شايد واسه يکی ديگه هم جالب باشه:

استاد کلاس زبان عزيز ما (ترم قبل)فرمودند:

در شعر سهراب سپهری:

رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاريکی شنها بخشيد

منظور از شاخه نور،  سيگار بوده است. با عقل ما که جور در اومد. بنده شخصا مدتها بود معنی اين يه قلم رو نفهميده بودم.

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٢/٢٤
تگ ها :