برای من مقایسه ی خودم با دیگران هیچ وقت موتور محرکه نبوده. هیچ وقت حتی فکرش را هم نکرده ام که فلانی فلان کار را کرد پس من هم بکنم یا فلان کار را که فلان شخص انجام داد من هم انجام بدهم که عقب نمانم یا اینکه من از فلانی بهتر بودم پس به خودم مفتخرم. در زندگی من این مقایسه ها جایگاهی ندارند اما خیلی می بینم دیگرانی را که اینطور زندگیشان را تغییر می دهند و شاید پیشرفت می کنند. نتیجه این می شود که طرف مثلا آلمان کار پیدا می کند ولی نمی داند حالا که آمد بعدش می خواهد چه بکند؟ یا آلمانی یاد می گیرد بی آنکه بداند به چه کارش خواهد آمد؟ متاسفانه یا خوشبختانه من از داشتن این آدمهای اهل مقایسه در بین اطرافیانم احساس نا امنی می کنم. احساس می کنم با این آدمها نمی توانم راحت صحبت کنم انگار که بین حرفهای من دنبال یک چیز دیگری می گردند. این آدمها برای من قدری ترسناکند وقتی که می بینم یا حس می کنم مرتب خودشان را با من مقایسه می کنند.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٤
تگ ها :