بعضی وقتها آدمی نیاز به معاشرت داره. که با یکی -یک دوست- بره قدم بزنه با یکی چایی بخوره با یکی حرف بزنه. بعضی وقتا آدمی از معاشرت خسته است. دلش می خواد با هیچ کس حرف نزنه هیچ دوستی رو نبینه. بره تنهایی قدم بزنه تنهایی چایی بخوره و از سکوت لذت ببره. شاید دلیلش این باشه که معاشرت که از یک حدی بیشتر شد جنس حرفا عوض میشه یا توقعا. یک جای کار می لنگه. اونوقت شاید بهترین کار اینه که یک مدت از تنهایی لذت ببری تا زمان کار خودشو بکنه و تعامل با دیگران رو ببره تو اون نقطه ای که می خوای. تجربه ی من میگه این از صرف انرژی برای متوجه کزدن آدما و تلاش برای ترمیم رابطه بهتر جواب میده.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٤
تگ ها :