به بهانه ی دو حبه انگور

چند روز دیگر یکسااااااااااااال از سفر آقاجان نازنین ما می گذرد و این لشکر عظیم غم چندین روز است که باز هجوم آورده.

امروز بعد مدتها انگور خوردم به تعارف همکاری دو تا حبه، اما غم دلم سنگینتر شد. یادم نیست آخرین بار کی انگور خورده بودم اما به گمانم سالهاست. یاد باغ زیبا و آباد آقاجان به خیر! امروز به این نتیجه رسیدم که تصمیم انگور نخوردن برای من تصمیم درستی بوده است.

این لشکر غم هر بار که هجوم می آورد خاطرات را زنده می کند. خاطراتی شیرین، پر از خوشی و لذت و تو با داشتن غم از دست دادن عزیزت و فکر تکرار نشدن آن لحظه ها زیر تازیانه های غم بر دلت، اشک می ریزی اما غم بزرگت حتی ذره ای کوچکتر نمی شود. واقعا نیست در عالم ز هجران تلختر!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٩/۳
تگ ها :