تمرین سخت

چند روزی است که فکرم مشغول یک موضوع خیلییی مهم است قضاوت کردن یا بهتر است بگویم پیش داوری یا برداشت. 

اتفاقات چند ماه گذشته و رفتارهایی که بسییییییار آزارم دادند هم بیشتر مزید بر علت شدند. حالا بعد چند ماه الکی هی به یادشان می افتم و حالت گیری می کنم و سناریو می سازم. وقایع را به هم ربط می دهم و از دید دیگری موضوع را می بینم. نکته اصلی اینجا بود که من خیلی سعی کرده بودم پیش داوری نکنم اما دیگران که جوانتر بودند و کم تجربه تر بر اساس پیش داوری یا برداشتهای غلطشان مرا بسیییار آزردند. من هم قطعا در زندگی بارها و بارها نا خواسته همین طور رفتار کرده بودم. اما مدتی هست که دارم سعی می کنم تا صد در صد مطمئن نشده ام یا به قولی صریح از طرف نشنیده ام رفتارم را بر اساس نتیجه گیریهایم شکل ندهم. این شیوه حسنهایی دارد مثل اینکه کمتر آزرده می شوی چرا که وقتی می بافی و به نتیجه منفی می رسی خودت هم اذیت می شوی اما واقعا کار سختی است خیلی خیلی زیاد! اما ریشه خیلی دلخوریها و بد رفتاریها و آزارها همینجاست. زندگی در این سرزمین و بودن در کنار آدمهایی با گذشته و فرهنگهای متفاوت خیلی خیلی زیاد اهمیت بها ندادن به برداشتها یا قضاوتهای شخصی را برایم اثبات کرده است. منظورم بی توجهی به برداشتهای شخصی هم نیست اما دقیقا همین است زیاد بها ندادن یا مبنا را بر این قضاوتها نگذاشتن. مرحله سختی است. دارم تمرین می کنم!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۸/٢٧
تگ ها :