امروز آخرين روز کاری ساله. همه همکارا شاد و شنگولند. اين اولين عيديه که من اينجام، می خوام زود در بيام و از صبح تقريبا رو ميخ نشسته ام. تا اين لحظه چند نفر از همکارای طبقات ديگه رفتن. امروز هر کی بره همه می فهمن. دليلش هم معلومه چون طرف با همه خداحافظی ميکنه. تا حالا چند تا از خانوما مراسم خداحافظی رو برگزار کردن. يکی که اينقدر جدی خداحافظی می کرد که من فکر کردم سال ديگه نمياد. بد رسمی هم نيست ولی من سختمه. امروز هر چی ديرتر بری بهتره چرا چون همه می خوان زود برن؛ ميان خداحافظی می کنن در نتيجه به ازای هر يه نفری که می ره يه دونه هم از خداحافظی ها و تبريک گفتنهای شما کم ميشه. البته تبريک گفتن و اينا هيچ اشکالی نداره ها ولی اين مدليش يه جوريه. الان از همکار محترم پرسيدم ما هم بايد سر راه بريم طبقات پايين تر يا نه؟ گفت نمی دونه ولی يشنهاد کرد ديرتر برم . به نظر اون هم يه جوريه. با من باشه يه تبريک شفاهی به همه می گم و ميرم اما فکر کنم توقع اينه که با همه ديده بوسی بشه و .... عجب مشکلاتی داریما!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/٢۸
تگ ها :