واکسن فراموش شده

خانم دکتر (پزشک منظور است) موسسه ایرانی است. 

از آنجایی که در یکی از آزمایشگاههای دپارتمان ما با ضایعات حیوانی هم کار می کنند!! کار چندش آوری هم هست با فضولات خوک!!! کلی پروژه دارند البته یکی از زیر گروههای دپارتمان، تمام آدمهایی که به این آزمایشگاهها رفت و آمد می کنند باید در بدو ورود مورد معاینه پزشکی قرار بگیرند و بر اساس نتیجه آزمایش خونشان واکسن پادزهرهایی که در بدنشان نیست را محض محکم کاری و قبل از شروع کار در آزمایشگاه تزریق کنند. از اینجا بود که با خانم دکتر نیم ایرانی آشنا شدم. امروز بعد از مدتها با پیگیری خودم و سوپروایزر رسمی نوبت واکسن داشتم. 

گفتم که واکسن ه.پا.تی.ت ب باید بزنم و نوبت آخر شش ماه دیگر است که به احتمال زیاد من در این موسسه نیستم. خواستم به من مدرکی بدهند که بعدتر به پزشک نشان بدهم. پرسیدند آخرین بار کی واکسن دریافت کرده ام و چه بوده! به زور یادم آوردم که البته بعدتر یادم آمد درست یادم نیامده. پرسیدند آخرین بار کی تتنوس(tetanus) زده ام؟ مکالمات ما به فارسی انجام می شد اما اسم این بیماری را به فارسی نمی دانستند من هم کلا این کلمه را نشنیده بودم. خلاصه از خطرناکی این بیماری گفتند و اینکه هفتاد درصد مبتلایان به آن فوت می کنند و باید ده سال یکبار زد و .... من هم دو ریالی ام نمی افتاد این همان کزاز است. گفتند پس ما امروز دو تا واکسن می زنیم. یک دفترچه  واکسن زرد رنگ هم به من دادند و برایم مهر و امضا کردند. دفترچه به سه زبان انگلیسی و آلمانی و فرانسه نوشته شده و یک ربط هایی به بهداشت جهانی و اینها دارد. قرار شد من یادم نرود ده سال دیگر بروم و این تتنوس را بزنم هر جای دنیا که بودم با ارائه همین دفترچه. خلاصه بعد عمری واکسن زدیم. این کزاز خیلی درد داشت. هنوز هم دستم درد می کند!!! 

این همه حرف زدم که بگویم من شخصا یادم رفته بود که این واکسن کزاز را باید ده سال یکبار تزریق کرد. البته خوشبختانه برای من همان حدود ده سال از اخرین تزریق کزاز می گذشت اما شما خوانندگان محترم را هم متوجه این موضوع مهم می نمایم که به احتمال خیلی زیاد نوبت تزریق واکسنتان چند سالی گذشته پس هر چه زودتر پیگیری کنید. با آرزوی سلامتی برای همه 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱
تگ ها :