همکار مطلع من

همکار آلمانی را بعد چند روز دیدم. پرسید چطوری؟ گفتم خبر زلزله را شنیده ای؟ گفت نه! گفتم اوکی چندان خوب نیستم. گفت خانواده ات که سالمند؟ گفتم بله گفت پس چرا ناراحتی؟ گفتم چون آنها هم مردم منند. چندان فرقی ندارد که ما بشناسیمشان یا نه؟ گفت آها!!

گذشت! چند دقیقه بعد حرف به بهار کشورهای منطقه و اینها رسید. خیلی مطلعانه به من گفت شما هم منتظرید که موج این حرکتها به کشورتان برسد؟ گفتم نه!!! با تعجب پرسید چرا؟ گفتم مردم ما خیلی مشکل دارند اما تغییری از این نوع را نمی خواهند. گفت چرا؟؟؟ گفتم ما یکبار این راه را رفته ایم قبلتر انقلاب داشته ایم. با تعجب گفت اااا! کیییییی؟ گفتم سالی که من به دنیا آمدم. گفت چقدر جالب نمی دانستم!!! قبل انقلابتان آنوقت چه نوع حکومتی داشتید؟ گفتم چند هزار سال پادشاهی!! گفت آآآآآآآ! باز هم نمی دانستم. گفتم بله می بینم.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢٤
تگ ها :