از صبح شاد بودم و پر انرژی! حالا غمگینم! امید به دیدار آخر این هفته هم از بین رفت. به روزهایی فکر می کنم که هشت رووووز برایمان سالی بود و حالا قریب به هشت ماه است که در آغوش نکشیده امت. اشک تنها چیزی است که کمی آرامم می کند نازنینم. هیچ وقت فکر نمی کردم روزی بیاید که سهم من از بودن با تو فقط همین باشد. غمگینم اما تو خوب باش!

بعد نوشت> آخر سر تصمیم گرفتم که بدون اعتنا به شرایط و موانع برنامه ام را عملی کنم من آخر هفته مسافر شهر شما هستم به امید خدا!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٧
تگ ها :