گاهی یاد بعضی آدمها یا بعضی خاطرات را با زحمت میبری یک گوشه کناری می گذاری و سرت را به چیزهای دیگر گرم می کنی. سعی می کنی فراموششان کنی. زمان می گذرد اما یکباره آن یاد یا خاطره بعد از سالها از جایش بیرون می پرد، ناخواسته، به اشارتی یا با موضوع کاملا بی ربطی، حتی با خوابی! بعد نمی دانی چه بکنی که یاد و خاطره دوباره سر جای گوشه ای اش برگردد هی  ذهنت درگیر می شود هی مرور می کند خاطرات یا اتفاقات کهنه را. هی اذیت می شوی!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٢٧
تگ ها :