خاطره

فردا روز پدر است. یاد چند سال پیش افتادم. سالی که کنکور داشتیم. چون فردا روزی به شکرانه باز یافتن سلامتی آقاجان نازنینم بعد از یک بیماری، قرار بود غذای نذری در خانه مامان جان اینها بپزند، مرصع پلو! بقیه رفتند اما ما ماندیم که مثلا درس بخوانیم اما قدری پشیمان بودیم. وقتی سایر اعضای رسیده بودند بقیه اعضای خانواده بزرگتر کلی پکر شده بودند که ما نرفته ایم. زنگ زدند که اگر بابا بیاید دنبالتان می آیید ما هم گفتیم بلی. باباجان نرسیده برگشت و ما را برد. چندین ساعت پشت هم رانندگی کرد. من که خیلی شرمنده شدم هیچ هم نگفت که چرا چنین کاری کردید. دو تا پدر بی نظیر داشتن نعمت بزرگی است. حیف که ...

بر همه ی پدرهای دنیا مبارک باشد. جای  پدر بی نظیر ما امسال خیلی خالی است. لطفا برایش دعا کنید. ممنون!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٥
تگ ها :