قصه آدمها

دیشب به طور ناگهانی به یک مهمانی باربیکیو دعوت شدم که با توجه به برقراری پارتی در خانه مان قبول کردم و رفتم. خوش گذشت. هم خانه ای فلسطیینی همکلاسی آلمانی بود با  دوستانش و یکی دو تا همکلاسی دیگر. در جمع سه نفر عرب بودند یکی از مصر و دو نفر از فلسطین از نوار غزه و بیت لحم. ماجراهایی که از زندگیهایشان تعریف کردند خیلی عجیب بود. باورش سخت بود که امروز روزگار، آدمهایی چنین مشکلاتی دارند! البته آقای مصری که تنها پزشک جمع بود از این داستانها نداشت اما فلسطینیها چرا!!!

کلی غذای خوشمزه آماده کرده بودند، جای همگی خالی!!! یک چیزی به اسم کوفته داشتند که خیلی خوشمزه بود. ارده را در یک کاسه بزرگ ریخته بودند و قدری آب لیمو به آن افزوده بودند و به عنوان سس با کوفته می خوردند. گفتند که ارده سس خیلی از غذاهای گوشتی است و از شنیدن اینکه ما ارده را در صبحانه می خوریم کلی تعجب کردند. البته آنها ارده را به نام طحین می شناختند اما به لطف دوستان ایرانی دیگر اسم فارسی را هم یاد گرفته بودند. من اول اکراه داشتم که ارده و کوفته را  امتحان کنم ولی طعم خوبی داشت!!!! 

من کمی آجیل برده بودم گفتند بگذارید آخر سر با چایی احمد بخوریم. بعد مدتها چایی مستقیم روی آتش آماده شده خوردم که چسبید و البته آنها آجیل را با چایی خوردند و تمام شد!!!

هندوانه هم داشتند یک هندوانه ده کیلویی که از فروشگاه ترک خریده بودند و قرار بود در مراسم صبحانه امروز مصرف شود اما ما شانس آوردیم و بخشی از هندوانه دیشب سرو شد. کلی هم برای صبحانه تبلیغ کردند. صبحانه حمص بود که همکلاسی آلمانی کلی به به و چه چه کرد و گفت نیایید از دستتان می رود که از دستمان رفت.

هم خانه ای فلسطینی کلی ادویه هایش را نشانم داد هل، دارچین، سماغ ساییده و نساییده و .... گفتند که سماغ نساییده در پخت غذاهای گوشتی  استفاده می شود!!!

جهت اطلاع سایر دوستان tahin همان ارده، در بسته بندی شیشه ای در فروشگاههای عرب و ترک اینجا عرضه می شود. من که در آینده خواهم خرید. بعد تر باز می نویسم از این مهمانی.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/٦
تگ ها :