یکی از سخت ترین تصمیمها

بیشتر از همه برای دل تنگ مامان خانوم و بعد برای دل خودم و  البته بقیه عزیزان، ناگهانی تصمیم گرفتم در کمتر از یک ماه به تهران سفر کنم. هنوز هیچ کاری برای سفر انجام نشده و با توجه به درگیر بودن هر روزه به صورت تمام وقت با پایان نامه کمی نگرانم. تنها قسمت انجام شده گرفتن موافقت هر دو سوپروایزر بود که خوشبختانه امروز در راستای این تصمیم ناگهانی  که دیروز  اخذ شده بود با موفقیت انجام شد. برای پیش رفت خوب کارها لطفا دعا بفرمایید. ممنون!

و عزیزترینم درست گفت که این بار برگشتن خیلی سخت است و هر چه بیشتر به تعویق بیندازمش چیزی از بار سختی اش کم که نمی کند هیچ، شاید اضافه هم بکند چرا که فاصله ی من و واقعیت مرتب زیاد و زیادتر می شود. زندگی سخت و البته زیباست!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٧
تگ ها :