دستیار استاد خیلی جوونه در حد بیست و پنج سال. اینجا اکثر آدمها حدود بیست و شش دیپلما رو تموم می کنند و ایشون الان سال اول دکتراست. جوونه و پر انرژی و حالا که دستیار یکی از استادهای خفن شده دوست داره خودی نشون بده. گزارشهای پروژه ها رو که دادیم اومد سر کلاس و گفت که متاسفه خیلی کیفیت پایین بوده و هفت تا از نه تا گروه فقط کپی پیست کرده اند. من توی قسمت خودم که محاسبات بود این حرکت رو انجام نداده بودم چون نمی شد اما نتونسته بودم هم بقیه اعضای تیم رو قانع کنم که مراجع رو همه با ارجاع به متن ذکر کنند و غیره. من فکر می کردم کار من خیلی خوب بوده و کار بقیه افتضاح. هفته پیش یک جلسه با دستیار جوان داشتیم. قسمت من رو هم کلی خط خطی کرده بود. لجم گرفت. اما الان که دارم متن رو بازنویسی می کنم باورم نمیشه این جمله های داغون رو من نوشته باشم. فکر کنم تا به حال اینقدر داغون انگیسی ننوشته بودم. یک قسمتی رو هم که نوشته بود نفهمیده، خودم هم خوندم و دیدم اصلا اون چیزی که منظورم بوده رو نمی رسونه. اگر یکی این متن رو به من نشون می داد و می گفت تو نوشتی ممکن بود قبول نکنم و بگم کیفیت کار من خیلی بیشتر از اینه!!!! اما الان می بینم که واقعیت اینه که حداقل در این مورد خروجی من هم کیفیت ناخوبی داشته. درسته که از تمام کامنتهای اساسی که ایشون به گزارش داده فقط یکیش مربوط به قسمت منه و اونم یه چیز سلیقه ای در مورد نمایش خروجیهاست اما کامنتهای ریز و جزییش ...

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٢/۳
تگ ها :