می رفتم شهر بچرخم و  آدمها را تماشا کنم. یک ایرانی دیگر را در ایستگاه قطار دیدم. سوار قطار شدیم و نشستیم و سرگرم صحبت شدیم. خانمی که روبروی ما نشسته بود هی به ما لبخند می زد.

دیگری که پیاده شد خم شد و از من پرسید ببخشید شما با هم به چه زبانی حرف می زدید؟ گفتم فارسی. نشناخت! گفتم پرشین گفت آآآآآآآآ. شووون!! 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۸
تگ ها :