تصمیم گرفته ام بیشتر مشغول باشم و بیشتر بنویسم. شاید این بار غم کمر شکن کمی کم شد.

جنس این غم و حسهای همراهش بعضی وقتها خیلی متفاوت است. منحصر به فرد است. مثلا امروز احساس می کردم که دیگر ظرفیت این غم را ندارم. احساس می کردم که قلبم دارد منفجر می شود از شدت اندوه! بعد به این نتیجه رسیدم که بروم دوری بزنم شاید موثر بود. از خانه بیرون رفتم و برای چند دقیقه، آدمهای شاد و معمولی و ناراحتی را که از کنارم گذشتند نگاه کردم. حتی با کسی چشم در چشم هم نشدم اما وقتی به خانه برگشتم حس عجیب رفته بود!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٥
تگ ها :