یک مهمونی دیگه:)

دیشب به دعوت دوست مکزیکی ام رفته بودم یک مهمونی. اولین بار بود که بدون دعوت مستقیم صاحبخونه جایی می رفتم. اولین بار هم بود که صاحبخونه رو نمی شناختم. صد بار از دوستم پرسیدم مطمئنی من بیام اوکیه اونم گفت آره. خلاصه یک هدیه ای برای صاحبخونه ناشناس تهیه کردم و رفتم. خوش گذشت. اکثریت جمع مثل مهمونی قبلی آمریکایی بودند اما خوب بود. نکته با مزه اسم آقایون بود که اصولا ج داشت: جاستین، جاشوا، جک، جف! 

بر عکس مهمونیهای آلمانیها، توی این دو تا مهمونی ای که من رفتم مهمونها زیاد درگیر نوشیدن  یا خوردن نبوده اند. اولش دسته جمعی بازی کردیم که به نظرم برای خارجیها طراحی شده بود. هر نفر هفت کارت قرمز بر حسب تصادف بر می داشت. کارتها دو رنگ قرمز و سبز بود. بعد نوبتی یک کارت سبز رو میز می گذاشتیم و بقیه مرتبط ترین یا متنافض ترین کارتی که داشتند رو می گذاشتند. روی کارتها کلمه و هم معنیهاش نوشته شده بود. بعد گذارنده ی کارت سبز، اونی رو که خوشش اومده بود بر می داشت و کسی که اون کارت رو گذاشته بود برنده کارت سبز مربوطه می شد. البته چون مرتب از تعداد کارتها کم می شد بعد هر دور باز بازیکنان از کارتهای مجاز قرمز باقیمانده بر می داشتند که تعداد کارتهاشون هفت تا بمونه. اونقدر ادامه دادیم که کارتهای قرمز استفاده نشده تموم شدند. دیشب ما 11 نفر بودیم که بازی کردیم. 

بعد بازی هم یکی از مهمونها که موزیسن هست و امروز یک کنسرت داره برامون کلی گیتار زد و خوند که تمرین هم کرده باشه!!! بعدش هم ساعت شد نزدیک 11 و همه بلند شدند برای رفتن! اینکه 11 می روند رو من خیلی دوست دارم. ما هم اومدیم خونه. تجربه ای بود.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۳:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٩
تگ ها :