بازديد

يك مسول رده بالا (بالاتر از مدير عامل) فردا از شركت ما بازديد خواهد كرد. چند روزي است همه! در جنب و جوشند. در اطلاعيه اي اعلام شد كه در اين تاريخ تمام پرسنل بايد از ساعت 16 تا 19 در شركت حاضر باشند (بازديد در اين فاصله انجام می شود). مديران هم مگر موارد بسيار خاص با مرخصي ساعتي يا روزانه در اين روز موافقت نكرده اند كه مبادا كسي بيرون برود و برنگردد!! به آبدارچي گفته بودند تمام ميز و صندليهاي ناهار خوري را بشويد. زير برف!! به نظر من تميز بود. دستمال هم مي شد كشيد و تازه مگر مهمان محترم چقدر ممكن است به ميز و صندليهاي ناهار خوري توجه كند؟ از كجا معلوم كه به آنجا هم سر بزند؟ با منطق من كه جور نيست. مثل خانه تكاني سال نو از خدماتيها كار مي كشيدند. حتي گوشيهاي تلفن را هم حسابي سابيدند. گوشيهاي همه را! همه از صغير و كبير باشند كه چه بشود؟ من بودم شك مي كردم كه اينهمه آدم تا آن وقت روز در محل كار چه مي كنند؟ استدلال برنامه ريزان اين است كه نشان بدهند شركت چقدر فعال و پوياست تا اعتماد طرف كه تازه مديري هم هست(حداقل در اين سمت) جلب شود. من كه بعيد مي دانم تاثيري داشته باشد. به من هم گفتند حساب كتاب بكنم كه فردا حتما در اين ساعات حضور داشته باشم اما  بنده عرض كردم كه فردا به خودم مرخصي خواهم داد. ساعتي هستم و نمي توانند با مرخصي ام مخالفت كنند!! دوست ندارم در آن ساعات حاضر باشم. احساس مي كنم تشريفات احمقانه اي بر اين بازديد حكم فرماست. يعني بازديد كننده مي داند براي اين بازديد چقدر هزينه شده است؟ هزينه مادي منظور نيست. دانستن اينكه چه كارهايي براي خوش آمد مدير مربوطه صورت گرفته براي تخريب ديوارهاي اعتماد گذشته كافي است.

به دوستم هم گفتم «برده شان نمي شوم قايقشان را هم سوراخ مي كنم»(اين جوك را شنيده ايد؟)

شايد رييس سابقم حق داشت كه فكر مي كرد من هميشه خلاف فرمانش عمل مي كنم!

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٠/۱٩
تگ ها :