دفعه قبل که ایران رو ترک کردم خودم هم نسبت به محیط و شرایطم دیدی نداشتم به سمت یک آینده کاملا مبهم می اومدم نمی دونستم چه کارهایی باید بکنم کلی نگرانی داشتم. کلی هم نگرانی برای عزیزانم گذاشتم و اومدم. زمان زیادی طول کشید تا عزیزانم خیالشون تا حدی نسبت به من راحت شد. 

وقتی به ایران بر می گشتم خوشحال بودم که این دفعه بدون نگران تر کردن عزیزانم ترکشون می کنم. اما متاسفانه نشد. باز هم کلی نگرانی پشت سرم گذاشتم و اومدم. از این موضوع خیلی ناراحتم. اینکه در نبودنم هم دارم عزیزانم رو رنج میدم حتی بیشتر از زمانی که در کنارشون بودم. 

کاش دفعه بعد با دل قرص ازشون جدا بشم.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/۱۱
تگ ها :