از ماجراهای خانه ما- اکسچنج!!!!!

هی می خوام از خونه مون ننویسم اما نمیشه.

من بعد هر از گاهی می نویسم. برای خودم هم می نویسم. اگر شما هم دوست داشتید بخونید.

امروز روز بازدید خونه بود برای آلمانیهایی که میخوان جدید بیان تو خوابگاه ما. آخه به زودی دو نفر از هم خونه ایهامون میرن. از اینایی که اومدن خونه رو دیدن، کلی هاشون دانشجوی اکسچنج بودن از دانشگاههای کشورهای همسایه، یا رفته بودن به عنوان اکسچنج و برگشته بودند.

در اثنای صحبتهای ما در مورد کسانی که اومدن، هم خونه ای محترم گفت: اتفاقا تو اون مدتی که من تو ارتش بودم یه سرباز اکسچنجی بود از فلان کشور. من با آنتنی روی سرم نگاش کردم و گفتم مگه سرباز اکسچنج هم هست؟ گفت جاهای دیگه دنیا رو نمی دونم اما تو آلمان که هست!!!!!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱٩
تگ ها :