گربه ای در خوابگاه

ماجرای زیر واقعی است و برای یک دوست ایرانی دانشجو در همین دانشگاه اتفاق افتاده.

دوست ما بسیار علاقه مند به حیوانات هستند و قبل از سفرشون به این سرزمین و اقامت در خوابگاه که جز قوانینش نداشتن حیوان خانگیه- برای من جای شکر داره- توی خونه شون گربه داشته و توی حیاط خونه شون سگ!! در این حد یعنی علاقه دارند به این موجودات. 

بعد مدتی، یه روز این بنده خدا دلش برای گربه اش تنگ میشه و عکس پروفایل فیس بوکش رو به یک عکسی که با گربه اش داشته تغییر میده. اجزای دیگه عکس غیر از سوژه خوب نشون میدادن که توی خوابگاه نیست. القصه! یک روز این دوست ما میره تو آشپزخونه و می بینه که یکی از هم خونه ایهاش اومد و سر صحبت رو باز کرد که فلانی عکست رو دیدم و خیلی گربه ات نازه! این دوست ما هم چون مودبه تشکر می کنه!

چند روز بعدترش یکی دیگه رو می بینه که می گه می خواد حیونش رو بیاره تو خوابگاه و میگه که بچه های دیگه وقتی گربه میارن حیوون من که که از گربه آرومتره. دوست ما هم با تعجب می گه مگه میشه؟ گربه؟!! طرف میگه آره خودم شنیدم یکی گربه آورده. این دوست ما به خودش نمی گیره قضیه رو و به اون آدم توصیه می کنه که ریسک نکنه. اینم می گذره. چند شب بعدش همسایه ی اتاق کناری میاد در می زنه. دوست ما میره درو باز میکنه می بینه که سر کار خانم محترم اومدن گربه ناز دوست ما رو از نزدیک ببینند. دوست ما هم با چهره ی مزین به آنتن می گه که من گربه ندارم! خلاصه طرف قانع نمی شده و می خواسته دوست ما از مخفی کاری دست برداره و اون گربه نازی که خبر حضورشو از بقیه شنیده بیاره تا ایشون از نزدیک ببینه. 

خلاصه بعد از صرف کلی انرژی، دوست ما موفق میشه طرف رو قانع کنه که گربه ای در کار نیست و بعد هم، عکس رو از پروفایلش حذف می کنه.

پی نوشت: این پست یک همینجوری بود برای خودش:)

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٢۸
تگ ها :