خاطره- هم خانه ای

در آشپزخانه، یک شب سرد تابستان:

من و یونس مشغول پختن غذا و ظرف شستن و اینها بودیم. من داشتم غر می زدم که این آلمانی عجب زبان سختی است  و چطور یاد گرفتی اش و از این حرفها. یونس پرسید شما در ایران، عربی صحبت می کنید؟ گفتم نه ولی حروف الفبایمان به هم شبیهند و بعضی کلمات عربی هم در زبان ما امده. گفت یعنی عربی را متوجه می شوی؟ گفتم اگر بخوانم از روی متن شاید؛ چون در مدرسه عربی داشتیم و عجب عربی زبان سختی است و از این حرفها. بعد گفتم ولی باز هم عربی و آلمانی از فرانسه خیلی برای یاد گیری بهترند. گفت فرانسه خوانده ای؟ گفتم کمی ولی برای من سخت ترین زبان دنیا بود. گفتم زبان کشور شما (تونس) چیست؟ گفت زبان رسمی فرانسوی! ولی ما عربی هم کمی صحبت می کنیم. بعد گفت ببین هر زبانی که من صحبت می کنم را گفتی سخت!!! گفتم پس آفرین که به سه تا از سخت ترین زبانهای دنیا مسلطی!:)

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
تگ ها :