استعفا

هر بار که استعفا داده ام آینده مبهمی در پیش رو دیده ام که در ابهامش روشنایی بود . با هر جابجایی شغلی من تغییر کردم و دوستان جدیدی چون کیمیا یافتم. دوستانی که در حقم لطفها کردند و من همیشه ممنون مهربانیهایشان خواهم بود. به زودی آخرین استعفا را تقدیم رییس بخش می کنم. اینبار از شرکتی می روم که بیشترین رضایت شغلی را در این سالها از کارم در آن تجربه کردم و شاید بیشترین پیشرفت را. اینبار آینده مبهم، روشن و نسبت به تجارب قبلی پیچیده تر است.

بعضی وقتها گذاشتن و گذشتن حس خوبی دارد. هیجان یا شاید لذت استعفا هم از این نوع است.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦
تگ ها :