یک زمانی من داور طرحهای علمی بودم که قرار بود صنعتی بشوند. در همین دانشگاه خودمون یک استادی بود به عنوان مجری طرح که خیلی هم با سابقه بود. درسی رو که ارائه می داد معمولا کسی جز او ارائه نمی داد و این یعنی تقریبا همه فارغ التحصیلان رشته ما شاگرد ایشون حساب می شدند. اولین سوال ایشون در اولین برخورد این بود: شما شاگرد خودمون بودی؟ بعد هم اگر کمی شل می اومدی دیگه مرتب معذوریت داشتی. سوال می کردی می گفت شما که شاگرد ما بودی باید به من اعتماد داشته باشی. به عنوان مثال ایشون محصول نهاییشون رو آنالیز کرده بودند به طور ناقص. فقط مقدار محصول ( ترکیب مورد نظر) گزارش شده بود. نه کل رو می دانستیم نه سایر ترکیبات رو. یعنی نمیشد ارزیابی کرد که خلوص محصول چقدره؟ تا ببینیم به هدف نهایی رسیده یا نه؟ ایشون در جواب سوال ما گفت چرا به من اعتماد ندارید؟ من بر اساس تجربه میگم این درصدش همونی میشه که ادعا شده. من سالها این کار رو کرده ام. تازه آنالیز هزینه داره و گرونه!! آخرش هم وقتی دید ما میگیم ما مستندات می‌خوایم و ...گفت مگه بودجه این پروژه چقدره که این همه کار از من می‌خواید!!! بدیهیه که بودجه درخواستی و خروجیها رو خودشون داده بودند و تایید شده بود. این روزها زیاد یاد ایشون می افتم.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٢
تگ ها :