اولش که من وارد شرکت نان شدم توی اتاق کار خیلی کوچیکمون چهار نفر بودیم که من و دوست پشت سری مرتب به هم می‌خوردیم. بعد طی یک ماه؛ تغییراتی اتفاق افتاد و شدیم دو نفر. حالا دوباره شده ایم سه نفر. نفر سوم یک تازه وارد تر از ما به شرکت است.  یک اخلاق افتضاح دارد: هر دو نفری که در اتاق با هم صحبت کنند ایشون گوش می‌ کنند و اصولا اظهار نظر، مستقل از اینکه اون دو نفر چقدر بلند با آهسته حرف می زنند. اگر اظهار نظر نمی‌کرد ما هم نمی‌دونستیم ایشون اینجوریه. ما سعی کردیم با پایین آوردن تن صدامون حین صحبتی که اصولا به ایشون مربوط نیست و یا با جهت نگاه و خلاصه حرکات بدن این موضوع رو بهشون بفهمونیم ولی تو این چند روزه که هیچ اثری نداشته!  ابه ارشد پروژه گفتم می‌خوام جابجا بشم و برم توی اتاقی که بقیه بچه‌های پروژه هستند فقط به خاطر این جناب! ایشون هم گفت که فکر می کنه فعلا اینجا بودنم بهتره برای خودم!!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/٧
تگ ها :