کریسمس مبارک!

مامان خانوم پارسال نیت کرده بودند که امسال برای تولد امام رضا آجیل مشکل گشا درست کنیم. خوشبختانه نتیجه‌ی مورد نظر هم حاصل شد و ما همگی دست به کار تهیه بسته‌های کوچیک آجیل شدیم. بعد اتمام کار به پیشنهاد مامان جان هر کدوم برای دوستانمون در شرکت هم چند بسته برداشتیم. مامان به من تاکید کرد که برای دوست مسیحی‌ات هم ببر. آجیلها رو که بردم اکثر دوستان همون روز در همون دقایق اول ترتیبش رو دادند. خیلی عادی بود براشون. همکار مسیحی وقتی آجیل بقیه رو دادم نبود. بعد که اومد، پیشش رفتم. براش یه توضیح کوتاه دادم که چی آوردم - البته خب می‌دونست چی هست- و بعد هدیه رو بهش دادم. خیلی خوشحال شد. بسته رو توی دو دستش گرفت و با محبت تشکر کرد. بعد هم اونو توی کیفش گذاشت.

چند روز بعد منو صدا کرد و گفت که هدیه اون روزم خیلی خوشحالش کرده و دوباره تشکر کرد. گفت که به طور خاص مجددا از مامان خانوم تشکر کنم که به یادش بوده‌‌اند. گفت نگه داشتمش برای شب کریسمس. گفتم: می‌خوای برات بازم بیارم؟ گفت نه!!!  اون یه هدیه‌ی خاص بود. خیلی خاص! و اشک تو چشماش حلقه زد.

کریسمس مبارک دوست خوبم! سال خوبی داشته باشی.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٠/۱۱
تگ ها :