فرمان دوست

 

يكي از دوستان صديق شيث را گفت يا شيث! حال كه وبلاگي راه انداخته اي و بسي معروفتر! گرديده اي، از تو سوالي دارم. گفتيم بپرس اي دوست! فرمود آيا نام فرزند خود را كه احتمالا صد سال بعد به اين دنيا قدم مي گذارد شيث خواهي نهاد؟ گفتيم خود چه مي انديشي؟ فرمود آري! اندكي در فكر شديم و بعد او را گفتيم هرگز! دوست متحير گشت و پرسيد چرا؟ مگر اين نام را دوست نمي داري؟ ديگران كه تو را شيث نخوانند؛ اگر چنين كني بعد از تو نام شيث يادگار بماند. در پاسخ به دوست، استدلال ما چنين بود كه شيث، كلمه اي سه حرفي است كه با داشتن هشت نقطه در ميان كلمات سه حرفي با معني،  نقطه بسيار دارد و چنانچه  تعداد نقطه ها را بر تعداد حروف تقسيم كنيم هر حرف به طور متوسط 67/2 نقطه  دارد كه فاصله ي كمي با  شش، پر نقطه ترين كلمه ي دو حرفي با  3 نقطه به ازاي هر حرف و يک کلمه ی سه حرفی ديگر با همين سهم نقطه دارا مي باشد. پس شيث مقام دوم پر نقطه  بودن در ميان سه حرفيها و مقام سوم را ميان كلمات معني دار داراست! دوست پرسيد مقصودت چيست؟ گفتيم اي دوست! به ياد داري وقتي هنوز طلبه اي بيش نبوديم (دانشجو به زبان امروز) يكي از هم درسانمان پژمان نام داشت. فرمود آري! گفتيم به ياد داري بعضي او را چه مي خواندند؟ فرمود خير. گفتيم بعضي هم درسان ديگر، پژمان را “پسر پر نقطه“ مي خواندند ازيرا تعداد نقطه هاي نامش بسيار بود. حال چگونه ما نام شيث را برگزينيم در حاليكه  چنين ويژگيهايي دارد؟! دوست از اين پاسخ خشنود گشت و به ذکاوت شيث آفرين گفت!!!! سپس امر فرمود كه اين پاسخ را در وبلاگمان بنگاريم كه اگر چنين نكنيم خود چنين كند. پس به فرمان دوست چنين كرديم.

در پايان اين حكايت لازم مي دانم متذكر گردم كه مبادا خواندن اين پست بر خواننده تاثير سو بگذارد و پژمان ها و شيث ها را بيازارد! كه هر كس چنين كند بسيار بي جنبه باشد!!! 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٤
تگ ها :