آدم نماها

دانش آموز که بودیم یک سری از سوالاتی که به عنوان تفریح یا بعضا برای آمادگی برای المپیاد حل می‌کردیم در مورد آدم نماها بود. به گمانم یک سال سوال المپیاد کامپیوتر هم در خصوص ارائه روشی برای شناسایی آدم نماها از آدمها در یک جزیره دور افتاده بود. سوالات این تیپی رو دوست داشتم. یک داستان کوتاه پشتش بود که کمی مقدمات منطقی رو برای استدلال فراهم می‌کرد. حل کردن اون سوالات - البته قبل از المپیاد- برای من خیلی خیلی لذت بخش بود. اون روزها فکر نمی‌کردم در دنیای واقعی هم این همه آدم نما وجود داشته باشه با انواع و اقسام مختلف. مسلمان نماها که هزار بار از آدم نماها بدترند.

بعد این همه سال یاد این موضوع افتادم و آرزو کردم که ای کاش من هم در همون جزیره با آدمها و آدم نماها زندگی می‌کردم! آدم نماهایی که فقط درخصوص آدم بودن یا نبودن خودشون و دیگران دروغ می‌گفتند و می‌خواستند آدم نبودنشون رو مخفی کنند. شاید بیچاره ها موجودات بدی نبودند فقط احساس کمبود می‌کردند یا شاید مثل پینوکیو دوست داشتند آدم باشند. شاید هم تظاهر می‌کردند خوشبختند و آدم بودن براشون یه واقعیته نه آرزو! بعد به این نتیجه رسیدم که اون آدم نماهای خیالی سوالها چقدر خوب بوده اند و شایسته توجه و محبت.  

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/٢٢
تگ ها :