رسم افطاری

 

خانواده های دو نفر از همكلاسيهاي ما که دوستی عميقی با هم داشتند(خودشان، نه خانواده ها)؛ در ماه رمضان- به خاطر فرزندانشان- همديگر را افطار مهمان کردند. اعضای خانواده ی ميزبان اول، عادت داشتند بعد از اذان،  تنها يك وعده غذا بخورند؛ و خانواده ي مهمان اول، افطار و شام را جداگانه مي خوردند. وقتي ميزبان اول افطاري داد؛ ميهمانها به هواي اينكه ميزبانها هم شام را جداگانه مي خورند افطار كم خورده بودند ولي تا آخر شب خبري از شام نشده بود و در نتيجه گرسنه  مانده بودند. ميزبانها هم تعجب کرده بودند كه اين خانواده چقدر كم غذا هستند! برعكس اين اتفاق هم در ميهماني دوم افتاد. ميهمانان دوم كه همان ميزبانان اول بودند، طبق عادت هميشگي، افطار را مفصل خورده بودند و وقتي ميزبان شام آورده بود به دليل سير بودن غذا نخورده بودند!  فرداي افطاري دوم در مدرسه، بعد از نقل ماجراها همه خنديديم! يادش به خير!!

 

کيف کرديد از اينهمه فعل “بود “دار؟خب چه می شود کرد قضيه مربوط به سالها پيش است!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/٧/۱٤
تگ ها :