«همکار عزیز ما»

بدین وسیله اعلام می‌داریم که ما -شیث بزرگوار-  یک علاقمند و دوستدار‌ پر و پا قرص ستون « استاد عزیز ما» بودیم و هستیم اگر هنوز دستمان برسد. لذا تصمیم گرفته‌ایم هر از گاهی مطالبی بنویسیم با عنوان جدید« همکار عزیز ما» ازیرا این همکار عزیزمان سوژه بسیار مناسبی برای این انتخاب می‌ّباشند، ما بعد از سالیان متمادی طبع طنزمان را می‌شکوفانیم و البته بسی حیف است که شمایان از این ظرایف بی بهره باشید.

از دیگر سوی، از آنجایی که ما با نقل گفتار ایشان- همکار محترم- ورود ایشان را به بهشت تا حدودی قطعی نموده‌ایم بدین وسیله اعلام می‌داریم در صورت وجود شبهه غیبت آلود بودن این پستها با مشاهده عنوان ذکر شده از خواندن امتناع وزرید چرا که ما من بعد مسوول ورود دوستان به دوزخ از این طریق نیستیم.

نکته: 1-مطالب نقل شده از قول «همکار عزیز ما »را با لحن صحبت کردن سر جالیز بخوانید. علی الخصوص تکه کلام مهندس جان! را

2-متاسفانه چند روزی است « همکار عزیزما» رییس گروه هم شده اند!!!

اما مطالب:

«همکار عزیز ما» به همکار عزیز دیگر: مهندس جان! دیروز تو دستشویی داشتم فکر می‌کردم یاد شما افتادم  ....

همکار جدید الورود قبل از ورود « همکار عزیزما» مدارکی جهت مطالعه امانت گرفت. « همکار عزیز ما» بعد از رسیدن به محل کار متوجه حضور همکار جدید و مدارک مورد مطالعه شد. پس خطاب به همکار جدید گفت: مهندس جان! آفرین مدارک رو داری می‌خونی؟ همکار جدید: بله! شیث زحمت کشیدند دادند. « همکار عزیز ما»  خطاب به همکار دیگری که میز کناری ما می‌نشیینند با صدای بلند: مهندس فلانی جان! دستت درد نکنه مدارک رو دادی مهندس بخونه. همکار جدید ما:تعجب شیث:قهقهه

دلیل عکس العمل ما:علاقه وافر رییس جدید به ما که در این برخورد نیز مشهود است!

ادامه خواهد داشت...

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٩
تگ ها :