دوست عزيزم

دوست عزیز کوچولوی من (همونکه ۲۰ سالی از من کوچیکتره) که معرف حضور هستند. در حال حاضر ایشون دانش آموز کلاس سوم دبستانند و درگیر امتحانات. مامان ایشون هم مشرف شده اند حج تمتع. مامان مهربونشون قبل رفتن چند تا نامه نوشته بودند و داده بودند به یکی از بستگان که هر هفته یکی رو براشون پست کنه. مسوول پست نامه ها در پایان اولین هفته سفر مامان دوستم برای پست نامه اقدام کرده بودند و  برای اینکه از رسیدن نامه مطمئن باشند؛ تصمیم به پست سفارشی گرفته بودند. اما کارمند محترم پست گفته بودند که بدون آدرس فرستنده نمی‌شه پست سفارشی کرد. آخر سر مجبور شده بودند داستان رو براشون تعریف کنند. بعد کارمند محترم گفته بودند بسیار خب این دفعه چون شرایط خاصه اشکالی نداره! چندین روز گذشت و نامه نرسید. کسی هم نمی تونست بپرسه نامه رو گرفته اند یا نه؟ دل توی دل نماینده مامان خانوم نبود تا اینکه امروز دوست کوچولوی من در یک تماس تلفنی اعلام کرد که نامه مامان خانومش رسیده و خوشحاله چون نامه رو می تونه هر چند بار که می‌خواد بخونه ولی تلفن زود تموم می‌شه. 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱۱
تگ ها :