افشاگري شيث عليه شيث

چند روز پيش(5شنبه گذشته) ديدم تو روزنامه نوشته بود؛ يك روزنامه نگار يا شايدم خبرنگار اروپايي از خودش شكايت كرده. چون از شكلاتهايي خورده كه مواد اوليه‌اش در مزارعي توليد شده‌اند كه در اونجا كودكان به كار اجباري گرفته شده بوده‌اند. ايشون اين موضوع رو نمي‌دونسته و حالا احساس گناه مي‌كنه و حاضره زندان هم بره. دادگاه گفته يك نفر نمي‌تونه عليه خودش شكايت كنه ولي ايشون كوتاه نيومده و پيگير قضيه است.اين موضوع باعث شد منم به اين فكر بيفتم عليه خودم افشاگري كنم. از بعد از اولين و آخرين ملاقات با استاد عزيز در خصوص مقاله معروف و تاريخي،‌ اين موضوع همچنان مسكوت مونده چرا كه اصلاحات من هنوز تموم نشده‌اند! البته اينكه سطح انگيزه‌ام براي انجام اين كار به شدت پايين اومده يك حقيقته اما دليل خوبي نيست.

واقعا چقدر در زنگي‌مون اينطوري برخورد مي‌كنيم؟! چطوري؟ غير منصفانه. مثل من در اين مورد! وقتي كوتاهي از استاد هست اينجا مي‌نويسم ولي وقتي خودم كوتاهي مي‌كنم حرفي نمي‌زنم. البته يك تفاوت هم هست؛ كوتاهي استاد آزار دهنده است براي من ولي قصور من با انجام كار براي استاد تفاوتي نداره! در هر حال البته ضررش براي منه. هر كس كه كوتاهي كنه!

  

نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/۱
تگ ها :