اولین سینمای تنهایی

دیشب برای اولین بار تنهایی به سینما رفتم. برای اولین بار یک ربع توی صف خرید بلیط ایستادم و بالاخره آخرین ویرایش دیو و دلبر را به زبان شیرین تماشا کردم. 

جزییاتش خیلی یادم رفته بود اما آنقدرها که دوستان دیگر به به و چه چه کردند هم برایم خاص نبود. بعد شروع تیتراژ پایانی هم سریع سالن را ترک کردم و به قرار شام دسته جمعی دوستان جدید و قدیم رسیدم. خوب بود! 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٦/۱/٢٤
تگ ها : زبان شیرین