خونه تکونی

هفته ی پیش مامان خانوم پرسیدند آیا امسال خونه تکونی خواهم کرد؟ گفتم نمی دونم. فکر نکنم. پیشنهاد کردند که حداقل پرده ها رو عوض کنم. فکر خوبی بود.

امروز صبح داشتم فکر می کردم لباسهای شستنی کم هستند که یادم افتاد می تونم ملافه ها رو هم به مناسبت سال نو عوض کنم. لباس برای ماشین هم جور می شد. ملافه ها رو عوض کردم. بعد احساس کردم پرده رو هم عوض کنم یک دفعه. پرده رو درآوردم دیدم شیشه ها بارون خورده اند. شیشه ی اتاق اول رو تمیز کردم. خیلی براق شد. چسبید. بعد پنجره ی بعدی و بعدی و بعدی تا اینکه تمام پنجره ها و شیشه هاشون حسابی تمیز و براق شدند. بعد هم پرده ها رو عوض کردم. اما چین پرده ی اتاق نشیمن هنوز تنظیم نیست. هی چین پرده رو نگاه می کنم و خدا رو شکر! باور نکردنیه که یک روزی رسیده که با نگاه کرده به چین پرده خدا رو شکر کنم!

پاک کردن شیشه و درآوردن پرده ها به نظر من پر نمودترین بخش خونه تکونیه و من می تونم بنا به معیارهای خودم اعلام کنم که من امسال خونه تکونی کرده ام.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٥/۱٢/٢٢
تگ ها :