اندر احوالات تكميل مدارك مورد نياز استخدام داستانها داشتيم. يكيش هم گرفتن گواهي اشتغال بود. اولين محل كار ما يك گواهي داده بودند كه نه مهر داشت نه تاريخ و نه شماره. باز شانس آوردم كه قراردادهام رو داشتم و مجبور شدم كپي n تا قرارداد رو ارائه بدم. محل كار سوم يا به عبارتي نيمه‌ي دوم دومين اشتغال هم گواهيش راحت گرفته شد. اما اين شركت مادر.... وقتي هنوز شاغل بودم؛ چون از قبل تصميمم رو گرفته بودم كه از چه روزي به همكاريم خاتمه ميدم همه كاراي تسويه حساب رو قبل از روز آخر انجام دادم. درخواست صدور گواهي اشتغال هم دادم ولي با اينكه گفتند تا آخرين روز آماده ميشه كسي به من چيزي تحويل نداد. روزي كه براي دريافت گواهي رفتم يك كپي نشونم دادند كه گواهي اشتغال بود اما مدرك اصلي وجود نداشت. خيلي هم اصرار داشتند كه من قبلا گواهي رو گرفتم و شاهدشون هم اون كپي بود ولي چون هيچ جا اثري از امضاي من نبود متقاعد شدند كه خب پس احتمالا من تحويل نگرفته ام و خودش گم شده!! همونجا با كلي تاكيد كه چون شمايي و از اين حرفا يك نامه ديگه آماده كردن و قرار شد بره تو كارتابل براي امضاي مدير عامل. يكي از همكاران سابق و دوستان فعلي هم قرار شد پيگير قضيه باشند. تا چند روز كه مدير عامل محترم اون طرفها نرفتند. بعد هم كه تشريف فرما شدند باز نامه من رو امضا نكردند تا اينكه پس ازپيگيريهاي دوست ما مشخص شد كه نامه مربوطه در فاصله طبقه سوم و دوم گم شده!!! قرار شد يك نامه ديگه از اول بزنند. نامه بعدی بالاخره امضا و در پاكت تحويل دوست عزيز ما شد. ديروز رفتم شركت سابق و نامه رو از دوستم گرفتم. وقتي اومدم خونه و پاكت رو باز كردم بازم حالم گرفته شد. تاريخ آخرين روز اشتغالم اشتباه شده بود. به جاي سي آبان نوشته بودند سه آبان!!! واقعا نااميد كننده است. باز خوبه كه كپي قراردادهام رو هم گرفتم. واقعا اين همه دقت در انجام كار جاي تحسين و تقدير داره. تازه من آشنام، ‌اگه غريبه بودم باهاشون، چي مي‌شد؟!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱۱/۱٩
تگ ها :