درس حرفه ای

آقای همکار وقتی آمد داشتم با علاقه ی فراوان دنبال جواب یکی دیگر از همکاران می گشتم. سوال این بود آیا می شود فرآیند فلان را با نرم افزاری که مثلا من اپراتورش هستم و سالی ماهی یکبار، یکی از من می خواهد چیزی را برایشان مدل کنم مدل کرد یا نه؟ لایسنس نرم افزار خیلی گران است و چند روز قبلترش زمزمه ی فسخ قرارداد با فروشنده بود که عملا به خاطر پیچیدگی قرارداد به گمانم منصرف شدند و قرارداد وارد سال بعدی شد.

گفت چه می کنی؟ موضوع را گفتم و گفتم که می خواهم یک آری تحویل بدهم. گفت اینطور نگو! کلمات کلیدی توی ذهن می مانند و بعد ممکن است مایه  ی درد سر شوند. بله یا خیر خیلی توی ذهن می ماند. حتی اگر بگویی بله ولی این مشکل و آن مشکل هست طرف بله یادش می ماند و بعدتر توی دردسر می افتی. پیشنهاد داد که یک جمله با بار معنایی مثبت تحویل بدهم مثلا اینکه از نظر فنی شدنی است بدون بله یا خیر.

چنان نمودیم. همکار دیگر را جواب ما خوش آمد. گفت فکر کند تا کد پروژه پیدا کند برای مدل کردن. بعد پرسید یک هفته کافی است؟ گفتم نه بابا! چند روز! البته باید در عمل دید اما بعید است یک هفته کار ببرد.

شبش با دوستی حرف می زدم و داستان مدل هیجان انگیز را گفتم. گفت بهتر بود نمی گفتی یک هفته زیاد است. اگر زیاد هم بود با تحویل زودتر از موعد اثر روانی خوب گذاشته بودی ولی حالا اگر یک هفته بشود اثر روانی بد گذاشته ای. حرفش درست بود. درس!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٦:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٥/۱۸
تگ ها :