خاطره‌اي ديگر

در دانشگاه يك همكلاسي داشتيم كه اون همكلاسي يك هم اتاقي داشت و اون هم اتاقي يك برادر كمي كوچكتر! برادر نامبرده (منظور خود برادر كوچكتره است)بچه شوخ و شادي بود و يك روز مدعي شده بود كه چند وقته هر روز كه به دانشكده ميره به اساتيد مي‌گه بهش سلام كنند و اونها هم فوري اينكار رو مي‌كنند! دوستان ما باور نكرده بودند تا اينكه يك روز خودشون ديده بودند و باور كرده بودند!! نكته در اينجا بود كه اين دانشجوي محترم وقتي به اساتيد مي‌رسيده به جاي «سلام عليكم» سريع ميگفته «سلام عليك كن» و همه بر اساس آنچه معمولاً مي‌شنيدند سلام مي‌گفته‌اند به عنوان جواب؛ در حالي كه به حساب اين طرف كلام، اطاعت امر كرده بودند!!

  

نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٤
تگ ها :