لغت نامه

 

قبل از راه اندازي وبلاگ در مدتي كه به دنبال نام مناسب و در خور برايش مي گشتم؛  روزی بر حسب تصادف، سي دي لغت نامه دهخدا به دستم رسيد و من براي يافتن نام يا نامهاي مناسب زماني را صرف جستجو در آن كردم. اگرچه اين بررسي نتيجه اي در راستاي تحقق هدف مذكور در بر نداشت اما معلومات مرا بيشتر كرد. از آنجايي كه بنده بسيار مشتاق انتقال دانسته هاي  جالب خود به ديگران هستم آنچه به خاطر دارم را نقل مي كنم. اميد كه جالب و سودمند! باشد:

ساوه: علاوه بر نام شهر تاريخي ساوه، معناي زر خالص هم مي دهد. اسم چند تن از شاهان ايران هم ساوه شاه بوده است!

شيد: يعني نور (وبلاگي با اين عنوان موجود است)، تمامي اسامي دخترانه و پسرانه كه به شيد ختم مي شوند هم با نور مرتبطند مثل فرشيد، مهشيد و ...

مهرنوش: در شاهنامه نامي مردانه است!

شيداسپ يا شيداسب:( نام يكي از شخصيتهاي شاهنامه كه وزير داناي يكي از شاهان بوده است) با توجه به معني شيد مفهوم جالبي دارد. يعني كسي كه مركبش( اسبش) نور است. اول قرار بود اسم وبلاگم شيداسب باشد كه به علت طولاني بودن از ليستم حذف كردم.

شميسا: (باز هم وبلاگي با اين عنوان هست) هم معني نور مي دهد البته احتمالا فارسي نيست ولي در فارسي مورد استفاده بوده است.

افشين : در تاريخ چند افشين نام بزرگ بوده اند كه يكي از معروفترين آنها مردي بسيار بخشنده بوده شبيه حاتم طايي مثال زدني.

آو :هم معني آب ميدهد!

حاصل اين بررسيها هم يك كشف اديبانه بود: انگليسيها كلمه‌ي Shade را از فارسي ما گرفته اند از همان شيد.

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/٦/٢۳
تگ ها :