قرارداد يک ماهه بستم!! البته از اين موضوع (يک ماهه بودن قرارداد) خوشحالم چون دلم می خواست اين اتفاق بيفته و کمی بعيد می دونستم. مثل وقتی که پارسال به اجبار ساعتی شدم و البته اون وقت هم خيلی خوشحال شدم و مرور زمان هم نشون داد که چقدر برام بهتر شد. اين آقای مدير عامل محترم () فکر می کنه داره حال ميگيره (احتمالا) و نمی دونه ناخواسته داره به من حال هم ميده. احتمالا اگه ميدونست من خوشحال ميشم و اينطوری خيلی بهتر به کارا و برنامه هام ميرسم قرارداد رو دو سه ماهه می بست.

به قول بابای ارميا :خدايا هر چی ميدی شکرت هر چی ميگيری شکرت.

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٤/۱٠
تگ ها :