انتخاب تنهایی

تنها که زندگی کنی، تنها که با مشکلات رو برو شوی یاد میگیری چه چیزهایی را برای عزیزانت فیلتر کنی. فایده ای ندارد بدانند فقط دل نگرانتر میشوند و تو این را نمیخواهی. مدتهاست بخش بزرگی از دشواریها و دغدغه های زندگی من با هیچ کس، تقریبا هیچ کس هیچ کس، مطرح نشده اند. 

راستش شده لحظاتی که پشیمان شوم. رسیده لحظه ای که دلم بخواهد تنها با آن مشکل روبرو نشوم اما بعد میبینم انتخابهای خودم-فقط و فقط خودم- من را در آن موقعیت مواجهه با آن مشکل گذاشته اند پس بهتر است به مبارزه ی تنهایی ام ادامه بدهم و خاطر دیگران را مشوش نکنم. گاهی اوقات حتی دلم میخواهد اینجا برای ثبت مسیری که رفته ام کمی بنویسمشان اما باز فیلتر دوستان و خانواده و نگرانی و یا شاید قضاوتهایشان باعث میشود یک حرف از هزاران را به صد ترفند بنویسم. نمی دانم تا کی به این روند ادامه خواهم داد ولی فعلا هنوز در خودم توان ادامه دادن را میبینم. امید به خدای مهربان. 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٤:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢۸
تگ ها :

خستگی

یکسری آدمها، دوستیها، تعاملها توی این دنیا هستند که حس غالبشان خستگیست! در حدی که وقتی یاد طرف می افتی با خودت فکر میکنی خدا را شکر که حالم را نمیپرسد، معاشرت زورکی نمیخواهد، محبت زورکی ابراز نمیکند! در یک کلام خدا را شکر که اثری/خبری از دوستی کردن ناخوشایندش نیست. نه اینکه آدم بدی باشد! خیلی هم اصولا مهربان است ولی با محبت و دوستی و رفتارش آزارت می دهد.

قطعا این آدم خاطره ی خوش هم به جا می گذارد ولی آنقدر برای هر دیدار،تماس تلفنی و ... انرژی از دست میدهی که ترجیح میدهی عطای دوستی اش را به لقایش ببخشی.

اگر خودش یک روزی یک جایی ادامه نداد که هیچ ولی اگر ادامه داد به احتمال قریب به یقین مجبور میشوی یک جایی به آزار خاتمه بدهی! باورش برایش سخت خواهد بود و باز هم به احتمال زیاد می آزاردت اما بعدترش آزار یک جایی تمام شده و فقط یادآوری گاه به گاه خاطره هاست و زنده شدن میزان ثابت احساس خستگی. جنبه ی خویش این است که دیگر خستگی آن دوستی برایت بیشتر نخواهد شد حتی در موارد نادر ممکن است به مرور زمان کمتر هم بشود اما همینکه ثابت بماند هم اتفاق مثبتی است!!!!!

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٥/٧/٢٤
تگ ها :