امید

ما نفرات پروژه کوچک مان در این چند ماه اخیر همگی کلی اضافه کار ایستاده ایم.

بعد از غلبه بر اندوه و نا امیدی چند ماه گذشته در شرایطی که به قولی دست و دلمان به کار نمی رفت و همگی دچار مشکلات فلسفی بودیم یک روز لید پروژه از ما خواست که همگی حداکثر تلاشمان را بکنیم تا اثری که از ما در این سرزمین به عنوان پروژه ب می‌ماند خوب و در خور تحسین باشد. جملات آنروز خیلی تاثیر گذار بود و ما از نا امیدی به امیدواری برگشتیم و همگی توافق کردیم که چنین کنیم.

ممکن است تا آن روز  راه درازی در پیش باشد. شاید ما آن روز را نبینیم شاید آن روز ما در این سرزمین نباشیم اما این امید که روزی مردم سرزمینان در حالیکه که از خوبیهای جامعه استفاده می کنند از مزایای کار خوب و شایسته ما بهره ببرند باعث شده که ما همگی با لذت کار کنیم خوب کار کنیم و پروژه کوچکمان را تبدیل به پروژه مثال زدنی در بخش بکنیم. این روزها بر خلاف بخش عمده ای از دوران اشتغالم از اضافه کار ماندن لذت می برم. وقتی به شرایط ادمهایی که پروژه هایشان متوقف شده فکر می کنم به نظرم این اضافه کار ماندن  خوشایند است. اینکه در شرایطی که خیلیها نمی توانند تاثیری بر جامعه انسانی بگذارند من هنوز موثرم خیلی خوب است. امید که همچنان موثر بمانیم. 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٥
تگ ها :

 

آدمها ( هدیه گیرنده ها) تفاوت هدیه ای که با محبت و علاقه  یا شاید وسواس تهیه شده باشد با هدیه ای که بی احساس و هول هولکی تهیه شده باشد را به خوبی درک می کنند. حتی اگر اولی ارزانتر و معمولیتر باشد.

 

  
نویسنده : شیث ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۳
تگ ها :